بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
اولین عکس از گل پسریم
قدم نو رسیدت مبارک
تا اینکه یه روز رفتم دکترو ،دکتر بهم گفت که ااااا نینیتون داره دنیا میاد.منو بابایی هم حسابی حول ورمون داشت آخه هنوز برات اسم انتخاب نکرده بودیم. خلاصه رفتیم بیمارستانو دکتر تورو دنیا آورد. مادر،حاج بابا،دایی جون،خاله صدیقه...همه وهمه از بدنیا اومدن تو خوشحال بودن. بعد من و بابایی تصمیم گرفتیم اسوتو بذاریم امیرعلی،آخه من اسم علی رو خیلی دوست دارم. خلاصه تا امروز خیلی اتفاق های زیادی برای منو تو و بابایی افتاده که میخوام از این به بعدشو برات تعریف کنم. این وبلاگم کادوی تولدته مامانی بهت میده امیدوارم که خوشت بیاد.
نویسنده :
مامان جونت
20:55
آرزوی مامانی و بابایی
پسرگلم سلام مامانی می خوام از اوله اولش برات بگم،حاضری مامان؟پس خوب گوش کن که حسابی شنیدنیه. منو بابایت تصمیم گرفتیم که تو پسر کوچولو رو تو زندگیمون داشته باشیم واسه همین یه روز با هم نشستیم و دستامونو به سمت آسمون گرفتیم و دعا کردیم که خدا تورو به ما بده. خدا هم صدای مارو شنیدو دعامونو برآورده کرد. اول از همه تورو گذاشت توی دل مامانی،اولش مامانی حالش خیلی بد بود ولی در عوض خیلی خوشحال بود و اون سختی هارو به جونش میخرید. تا این که...
نویسنده :
مامان جونت
20:43







